۱۳۹۱ شهریور ۲۸, سه‌شنبه

طرح خاورمیانه بزرگ تغییر مرزها تجزیه ایران Greater Middle East Initiative

● درآمد:
پروژه موسوم به خاورمیانه بزرگ بخشی از برنامه ای بزرگتر به نام "طرح برای یک قرن جدید آمریکایی" (1) می باشد که به باور کارشناسان به منزله ی مانیفست تاریخی محافظه کاران امریکایی تلقی می شود.بر اساس این طرح ارتش امریکا برای انجام مسئولیت های محوله بسیار کوچکتر از حد انتظار است.برای همین منظور ارتش امریکا بایستی گسترش یابد تا بتواند توانایی حضور در همه نقاط جهان را پیدا کند. از فازهای مهم این طرح مسئله تامین انرژی ایالات متحده است.در همین راستا طرح خاورمیانه بزرگ بر اساس تکه تکه کردن کشورهای بزرگ منطقه یا تغییر رژیم های سیاسی آن ها تدوین شده است.هر چند اجرای این طرح در قالب برنامه ی طرح برای یک قرن جدید آمریکایی به نومحافظه کاران امریکایی نسبت داده می شود که هم اکنون کاخ سفید را ترک گفته اند ولی باید دانست موسساتی و تئوری پردازانی که این برنامه ها را پیش بینی کرده اند و همچنین سرمایه دارانی که از آن حمایت می کنند (مافیای سیاست جهانی) هنوز دلبستگی فراوانی به اجرای آن در نیم سده آینده دارند.


● فایده بحث:
بنا بر داده های رسمی نزدیک به هفتاد درصد انرژی مصرفی ایالات متحده امریکا تا سال 2025 باید از ناحیه خاورمیانه تامین شود.این وابستگی عظیم انرژی امریکا به منطقه مزبور کاخ سفید و تئوریسن های امریکایی را وادار کرده تا جایی که می توانند در اندیشه بیمه کردن این ناحیه به سود سیاست های امریکا باشند.
خاورمیانه از دو بخش عمده خاورمیانه عربی و غیر عربی تشکیل یافته است.خاورمیانه عربی از دیر باز و از بدو تاسیس کشورهای عربی(پس از جنگ جهانی نخست) در زیر سیطره انگلستان و امریکا بوده و این دولتها همواره توانسته اند دیدگاه های خود را به شیخ ها و دولت های عرب تحمیل کنند.خاورمیانه غیر عربی نیز شامل ایران،ترکیه،کشورهای جدا شده از شوروی سابق و... می باشد.در میان این کشورها نیز دو کشور ایران و ترکیه جزو کشورهای قدرتمند به شمار می روند که تا حد زیادی توان مقابله با خواست های غرب و اتخاذهای سیاست های مستقل را دارا هستند.
اما ایران به دو دلیل عمده بیش از ترکیه در هدف سیاست های خاورمیانه بزرگ قرار گرفته است.یکم به دلیل در اختیار داشتن ساحل نیمروزی دریای مازندران یعنی یکی از بزرگ ترین منابع نفتی و هیدروکربنی جهان و دیگری به علت ناهمسویی حکومت ایران با سیاست های غرب و امریکا و دشمنی با اسرائیل.
پروژه خاورمیانه بزرگ در صدد است با تکه تکه کردن کشورهای قدرتمند منطقه از جمله ایران و ترکیه،دولت های بی ثبات،وابسته و ناتوان در نواحی حساسی چون سواحل دریای مازندران و خلیج فارس و ناحیه بصره به وجود آورد.شیوه ایجاد این بی ثباتی در ایران از سوی غربی ها تقسیم آن به کشورها و مناطق کوچک با استفاده از گونه گونی قومی می باشد.
از این چشم انداز استقلال و تمامیت ایران به صورت مستقیم و جدی به وسیله طرح خاورمیانه بزرگ و مدل های مشابه آن مورد تهدید است.به همین جهت بایستی برنامه ها و دسیسه هایی این چنینی از سوی کارشناسان ایرانی به خوبی شناسایی شده و سیاست های پدافندی و پیشگیرانه ی متناسب از سوی دولتمردان ایران در پیش گرفته شود.
هدف ایالات متحده از طرح خاورمیانه بزرگ :
یکی از سیاستمدارن حزب سبزهای فرانسه در مورد پروژه خاورمیانه بزرگ گفته است که این طرح خطرناک در لباس و آرایش زیبایی از آزادی و دموکراسی به جهان ارائه شده است ولی هدفی جز کنترل و در اختیار گرفتن منابع و لوله های نفتی ندارد..!در واقع منطقه خاورمیانه که از کشورها،ملت ها،زبان و فرهنگ های مختلف تشکیل شده است انرژی کره زمین را در حال حاضر تامین می کند ولی خود منطقه ای فقیر و محروم به شمار می رود.
طرح خاورمیانه بزرگ حاصل پیش بینی اقتصاددانان امریکایی و کارشناسان نفتی این کشور در مورد آینده جهان،میزان انرژی مصرفی در 20 سال آینده،جمعیت جهان و سرنوشت ابرقدرتی امریکا است.طراحان پروژه یک قرن جدید امریکایی در صدد هستند تا ابرقدرتی این کشور را در دهه های آینده نیز تضمین نمایند.ولی این مورد نیز بدون پیش بینی وضعیت آینده و برنامه ریزی میسر شدنی نیست.
ایالات متحده چگونه می تواند جهان را همواره در کنترل خود داشته باشد در حالی که تا سال 2025 هفتاد و یک درصد نفت امریکا و 68 درصد انرژی مصرفی اروپا از خارج تامین خواهد شد.امریکا چگونه می خواهد جهان را با وجود این اندازه وابستگی به جهان خارج خود اداره کند؟در حالی که طبق پیش بینی اقتصاددانان امریکایی تا سال 2030 نیاز سالانه امریکا به انرژی هر سال بیش از یک و نیم درصد افزایش خواهد یافت و  کار به جایی خواهد رسید  که ایالات متحده بایستی در سال 2029 برای واردات نفت 150 میلیارد دلار پرداخت کند!جمعیت امریکا پنج درصد کل جمعیت جهان را تشکیل می دهد ولی همین کشور چهل درصد درآمد جهان را در اختیار گرفته است...! با این کیفیات امریکا تلاش دارد به جای این که مجبور باشد انرژی خود از بیرون تامین کند،مرزهای خود را تا جایی گسترش دهد که مرزهای خاورمیانه (انبار انرژی جهان) درون مرزهای نفوذی اش قرار بگیرد.طرح خاورمیانه بزرگ با چنین هدفی از سوی کسانی چون دونالد رامسفلد،پل ولفویتز،دیک چینی،ریچارد پرل، که همگی شاگردان مکتب بروس جکسون - سرمایه دار و سیاس گذار امریکایی- به شمار می روند تنظیم شد.امریکا در سال 2004 در اجلاس کشورهای گروه هشت (کشورهای صنعتی و روسیه) این طرح را به کشورهای عضو رسما ارائه کرده و خواستار بررسی آن از سوی دولت ها و همسویی آنان با دولت امریکا شد.
مجله " نیروهای مسلح امریکا " (2) وابسته به پنتاگون  در مقاله ای به قلم رالف پترس با نام "مرزهای خونین" بیان داشت که استقرار دموکراسی در جهان بدون تغییر مرزهای خاورمیانه امکان پذیر نیست.نویسنده این مقاله که یکی از استراتژیست های معروف نظامی وابسته به نئوکان ها می باشد آشکارا می نویسند : برای گسترش دموکراسی و از میان بردن ریشه های تروریسم باید مرزهای خاورمیانه بار دیگر تعیین شود!
انتشار چنین مقاله در نشریه نزدیک به پنتاگون حکایت از جدیت چنین طرحی دارد اما نویسنده به این حقیقت اشاره ندارد که از بین بردن تروریسم چه ملازمه ای با تغییر مرزها دارد؟ و چرا امریکا مجبور است برای مقابله با تروریسم، کشور و ملت های منطقه را نابود کند؟
بنیادها و افراد همسو :
در ارتباط با طرح خاورمیانه بزرگ نهادها،وزارتخانه ها و سازمان ها و افراد گوناگون و گسترده ای درگیر هستند  و هر یک از نهادها اعم از دولتی یا نیمه دولتی ،امنیتی یا سیاسی و افراد و نویسنده ها ،نظریه پردازان و افراد خریداری شده یا فریب داده شده بخشی از زمینه ها و پیش نیازهای این برنامه را تامین می کنند که در ادامه به بررسی اجمالی و گذرای بخشی از آنها پرداخته می شود.
الف) بنیاد پژوهش های سیاسی« امریکن اینترپرایز» که دیک چینی یکی از شناخته شده ترین چهره های وابسته به آن است از عمده ترین نهادهای تحقیقاتی است که تا کنون بررسی های زیادی را پیرامون کشورهای خاورمیانه و به ویژه قفقاز انجام داده است.نتایج این بررسی ها عمدتا بر حول محور تقویت سیاست های قومی و ایجاد تنش های قومی در قفقاز،ایران و ... بوده است.موسسه ی امریکن اینترپرایز در سال 1943 در در واشینتگتن دی سی دایر شد و زیر لوای نام هایی چون گسترش دموکراسی و آزادی اقدام به ارائه ی انگاره ها و دستور کار ها می نماید.در زمان حکومت جورج دبلیو بوش نیمی از پرسنل عالی رتبه دولت بوش با این بنیاد همکاری می کردند.کسانی همچون پل ولوفویتس (معاون وقت پنتاگون) مایکل لدین (تئوریسین و مشاور خارجی در دولت های امریکا با گرایش های شدید ضد ایرانی) ریجارد پرل،جیمز وولسی (رئیس اسبق سیا) و بسیاری دیگر از سیاست گزاران امریکایی در این بنیاد فعالیت کرده و سیاست های خاورمیانه دولت های محافظه کار امریکا را طرح ریزی می کنند.
همین تیم پروژه ی "طرح برای یک قرن جدید آمریکایی" را برای دولت بوش تنظیم کرد و در بعد رسانه ای شبکه ها و مجلاتی چون فاکس نیوز،نشنال رویو،نیو پابلیک،ویکلی استاندارد و چندین هفته نامه و فصل نامه و موسسه تحقیقاتی دیگر در مدار فکری آن قرار گرفته اند.
در این حلقه فکری کسانی چون لئو اشتراوس (فیلسوف سیاسی یهودی- آلمانی) با همکاری هانا آرنت، در دانشگاه شیکاگو قرار دارند و از نظر فلسفه ی سیاسی نئوکان های امریکایی را تقویت می کنند.اندیشه اشتراوسی بر این پایه فکری بنا نهاده شده است که دموکراسی غربی با الهام از اندیشه های یونانی و تقسیم گیتی به خیر و شر نجات دهنده جهان می باشد.بنا بر این یا باید دموکراسی غرب بر جهان غلبه کند و یا جهان در حالت بی روحی و بربریت باقی خواهند ماند.بنابر این دموکراسی غربی حتی اگر لازم باشد باید به زور اسلحه در کشورهای جهان حاکمیت یابد.
البته لازم به یادآوری است که در مرحله عمل ،پیاده کردن دموکراسی و آزادی از سوی سیاستمداران پیرو این فلسفه سیاسی بایستی در راستای سیاست های امریکا و با در نظر گرفتن منافع بلند مدت و میان مدت این دولت باشد.جمله معرف رامسفلد در مورد این که هرگونه اقدام به جنگ اتمی باید با در نظر گرفتن سیاست های امریکا و امنیت اسرائیل باشد به صورتی شیوا گویای نیات درونی سیاستمداران نئو محافظه کار امریکایی می باشد.
ب) اسپانسر های جنبش لیبرال:بروس جکسون و جرج سروس دو تن از سیاست گذاران و سرمایه داران بزرگ امریکایی هستند که هر کدام به نوعی سعی دارند با توجه به منافع امریکا و با استفاده از سرمایه های کلان خویش جهان را دستخوش دگردیسی های مطلوب خود کنند.این دو با به راه انداختن انقلاب های رنگی و مخملی در آسیا و شرق اروپا موازنه قدرت را در برخی از کشورها به سود امریکا تغییر داده اند و در مورد کشورهایی چون ایران و ترکیه مدل تنشهای قومی( مشابه آنچه که در بالکان گذشت) را بررسی می کنند.
بروس جکسون با به راه انداختن جنگ های منطقه ای در آسیا و افریقا سود کلانی ر ا نصیب کارخانه های اسلحه سازی به ویژه کمپانی "لاکهید-مارتین" نموده است.نقش بروس جکسون در به راه انداختن جنگ اخیر عراق و مقابله با حرکت ضد حمله نظامی شیراک و شرودر نیز چیزی نبوده که بتوان به سرعت از کنار آن گذشت.بروس جکسون با همراه ساختن  برخی کشورهای اروپای شرقی با ایالات متحده و گرفتن موافقت ده کشور اروپایی، جبهه ائتلافی امریکا در حمله به عراق را تکمیل کرد.نکته حایز اهمیت دیگر در مورد جکسون سهامداری و سمت وی در کمپانی لاکهید – مارتین است.شرکتی که بزرگ ترین طرف قرارداد وزارت دفاع امریکا بوده و عرضه کننده خدمات نظامی و سیستمهای امنیتی به دولت امریکا و دولت فدرال است.لاکهید مارتین سود سرشاری از جنگ در عراق برده است و هشتاد درصد از نیازهای نظامی و دفاعی پنتاگون را تامین می کند.رسانه های امریکایی فاش کرده اند که این شرکت تنها در سال 2002 قراردادی به میزان هفده میلیارد دلار با وزارت دفاع امریکا داشته است... !
بروس جکسون در سالهای اخیر بیشترین فعالیت خود را بر کشورهای آسیای میانه و قفقاز و بطور خاص  دریای مازندارن متوجه کرده است.که این موضوع با توجه به پیشینه و میزان نفوذ او در جهان به خودی خود باید زنگ خطری برای ایران و کارشناسان وزارت امورخارجه تلقی شود.
 جرج سروس(سرمایه دار یهودی-مجاری) نیز از دیگر چهره های امریکایی به شمار می رود که با وجود نزدیکی به لیبرال ها و دموکرات های امریکایی و مخالفت با جرج بوش در عرصه سیاست خارجی و خاورمیانه ای با نئوکان ها همراه است.نشریات غربی سروس را بزرگ ترین سیاستمدار ِ پولساز امریکایی می دانند و نشریه ی "فوربس" ثروت وی را در سال 2002 بالغ بر 885 میلیارد دلار دانسته.بیشتر کارشناسان سیاسی جهان،انقلاب های رنگی را در جمهوری های سابق روسیه متوجه سروس و بنیادهای وابسته به آن می دانند.همچنین مهاتیر محمد در جریان بحران اقتصادی جنوبشرق آسیا انگشت اتهام را به صورت مستقیم متوجه وی نمود.
بنیاد جامعه باز و بنیاد سروس از جمله موسساتی هستند که در بیشتر کشورهای جهان به ویژه آسیا به فعالیت های آشکار و مخفی می پردازند و زیر نقاب شعارهای چون دموکراسی،آزادی،پلورالیسم،جامعه آزاد و... مخالفین رژیم های سیاسی منطقه را به سود سیاست های استعماری امریکا سازماندهی می کنند.
در حال حاضر بنیاد سروس یکی از بزرگ ترین نهادهای غیر سیاسی است که جنبشهای قومی و تجزیه طلبانه را در ترکیه و ایران کانالیزه کرده و از این حرکت ها حمایت مالی،سیاسی می نماید.از لحاظ تئوریک نیز همین بنیادها با تئوریزه کردن گفتمان های قومی از طریق خالی کردن دموکراسی و آزادی از محتوای راستین و جایگزینی اهداف ضد ملی به جای آنها ،لباسی از دموکراسی و حقوق بشر بر تن تجزیه طلبی و جنگ قومیت ها در منطقه می پوشانند.
در این بنیادها بر روی تیره ها و اقوام ایرانی مطالعات گسترده ای صورت می گیرد،ظرفیت ها و تاریخچه ی هر یک و رابطه قومیت ها با یکدیگر به دقت بررسی می شود.نقاط قوت و ضعف هر کدام،جهش ها و سهم سیاسی شان در تاریخ ایران موشکافی می گردد و در نهایت برای هر کدام برنامه ای ساماندهی می شود.گاهی تلاش می کنند از خرده فرهنگ های ایران،فرهنگ مستقلی تصویر کنند و سپس نام "قوم" یا "خلق" بر آن می نهند.نویسنده های وابسته یا مرتبط با این گونه بنگاه ها مامور می شوند تاریخ مستقلی برای هر قوم بنویسند و سرنوشت آن را جدا از سایرین بنمایانند.آنگاه است که اندک اندک از واژه "ملت" برای تیره ها و گویندگان یک لهجه استفاده می شود تا زمینه برای تنش های درونی میان ایرانیان در سالها و بلکه دهه های آینده آماده شود.
نوشته های تحریف شده و جهت دار برندا شافر (استادیار دانشگاه تل آویو و از کارمندان بنیاد سروس) با موضوع برادری و مرزها در ایران (3) از جمله اقدامات آشکار موسسه سروس در تئوریزه کردن جنگ قومیتی در ایران بوده است.این کتاب از سوی افراد وابسته به جرج سروس در ایران با نام مستعار ترجمه ،چاپ و به صورت رایگان توزیع گردید.
هم اکنون بنیاد سروس در جمهوری به اصطلاح آذربایجان به شدت فعال بوده و از حامیان عمده طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.همه ساله به دهها تن از فعالین گروه های قومی در این بنیادها  (مستقر در ترکیه و به اصطلاح جمهوری آذربایجان) آموزش هایی در مورد براندازی های نرم،انقلاب مخملی و... داده شده به ایران فرستاده می شوند و یا از طریق اینترنت با این نهادها و افراد هماهنگ می گردند.
ج) موسسات و بنیادهای آلمانی :موسسات و بنیادهای به ظاهر موقوفه آلمانی ِ مستقر در اقلیم کردستان و ترکیه به عنوان یکی از بازوهای حامی طرح خاورمیانه بزرگ، تلاش دارند در صورت تحقق چنین پروژه ای منافع آلمان را در بازی سیاسی تامین کنند.این بنیادها با حمایت از گروه های سیاسی کرد در شمال عراق و ترکیه و حمایت از احزاب سیاسی ترک و طرفدار سرکوب کردها هم بر شدت بحران می افزایند و هم میزان وابستگی کردها به خود را افزایش می دهند زیرا این وابستگی متضمن نفوذ دولت آلمان در میان کردها خواهد بود.
لازم به یادآوری است که جایگاه ترکیه در طرح خاورمیانه بزرگ همچون ایران جایگاهی است نگران کننده.چرا که بر اساس این طرح ترکیه به سه قسمت تقسیم می شود و ناحیه جنوبشرق (کرد نشین) و شمال شرق (زمین هایی که ارامنه در مورد آن ادعا دارد) از این کشور جدا خواهند شد.علاوه بر این اظهارات رجب طیب اردوغان  پس از دیدار با جرج بوش در کاخ سفید در سال 2004 مبنی بر حمایت دولت ترکیه از این طرح ،نگرانی هایی را در میان محافل ترکیه بر انگیخته است.
بنابراین آلمان نیز تلاش دارد با نفوذ در این کشور همچون امریکا از منابع انرژی شمال عراق بهره کافی را ببرد.(4)
ایران و پروژه خاورمیانه بزرگ:
پروژه خاورمیانه بزرگ در برگیرنده سرزمین های حدفاصل شمال افریقا تا مغولستان می باشد.اما شاه بیت این طرح در مورد کشورهای کناره دریای پارس و  دریای مازندران تحقق می یابد.سرزمین هایی که منبع انرژی جهان امروز هستند.سرزمین هایی که در حاشیه آن مردمان شیعه مذهب و ایرانی زندگی می کنند و به طور خلاصه سرزمین هایی که در گستره ی مرزهای پیشین ایران تا پیش از انعقاد قرارداد استعماری گلستان قرار گرفته اند.به زبان دیگر پروژه خاورمیانه بزرگ درون مرزهای ایران تاریخی و فرهنگی قرار گرفته است و حتی در صورتی که مرزهای ایران سیاسی (ایران مرکزی) را مورد تهدید قرار نمی داد،به طور یقین منافع حیاتی ایران را در منطقه تهدید می کرد.
تز تقسیم قدرت بزرگ به تکه های کوچک تر: ایران در منطقه موسوم به خاورمیانه (که تا دویست سال پیش بر نیمی از آن تسلط داشت) کشوری قدیمی به شمار می رود و در واقع صاحبخانه آن است.ایالات متحده نمی تواند هیچ طرحی را در این منطقه بدون کسب رضایت دولت ها و حکومت های حاکم بر ایران پیش ببرد ،همانطور که تا کنون در عراق،فلسطین،افغانستان و... ناکام بوده است.از این منظر اندیشه از میان برداشتن این قدرت منطقه ای همواره برای سیاست گذاران تندرو امریکایی جذاب بوده است،از طرفی اسراییل نیز به عنوان یک اقدام انتقام جویانه نسبت به ایجاد جنگ داخلی در ایران و تحریک قومیت ها دلبستگی دارد.از این روست که سرویس های اطلاعاتی این کشور در کنار سیا ، ام.آی.6 و میت در تحریک ایرانیان برای ایجاد تنش های قومی و داشتن گرایش های منطقه ای نقش قابل توجهی دارند.
اما به جرات می توان گفت که در ایران هیچگاه به خودی خود تنش قومی رخ نمی دهد.زیرا در هیچیک از ادوار تاریخ ایران به ویژه تاریخ همروزگار چنین اتفاقی رخ نداده است.وجود ریشه های نژادی و زبانی و فرهنگی مشترک در میان ایرانیان از دیرباز تا کنون مانع بزرگی در برابر این پدیده است.
ملت ایران از تیره ها یا اقوام چندی تشکیل شده است که هر کدام دارای خرده فرهنگ های ویژه خود هستند اما باید میان مفهوم قومیت و ملیت تفکیک قائل شد.قوم واژه ای است ناظر به فرهنگ یک گروه ولی ملت دارای بار سیاسی است و با وجود دولت و سرزمین خاص معنا پیدا می کند.مهمتر این که نسبت قوم به ملت همچون نسبت شاخه است به درخت.اما آمیزش معانی و عدم شناسایی (تعریف) درست از واژه ها که به عمد صورت می گیرد ابزار عمده ی کسانی است که بر طبل مسائل قومی می کوبند.
عدم وجود زمینه اجتماعی برای تنش های قومی در ایران باعث می شود که دست هایی که مامور به اجرای مرحله به مرحله پروژه خاورمیانه بزرگ هستند به یکسری اقدامات فرهنگی دست بیازند.در نتیجه ایجاد گروههای قومی ،مسلح کردن آنها یا کمک های مالی و تبلیغاتی و سرمایه گذاری های قابل توجه بر روی آن دسته از نیروهای اپوزیسیون که دارای گرایش های قومی و قبیله ای می باشند در همین چارچوب قابل بررسی و ارزیابی است.
حمایت های سیاسی و مالی امریکا از گروه های قومی در ایران: بحث پشتیبانی مالی و سیاسی و تئوریک بیگانگان از گروهک های متحجر قوم گرا و منطقه گرا در ایران چیزی نیست که نتوان آن را به آسانی اثبات کرد.مقامات بلند پایه امریکایی بارها و بارها  در سخنان خود بر این موضوع تاکید  کرده اند که در صدد هستند ایران را از درون متلاشی کنند و به کشور های کوچکتر تقسیم نمایند.دلایل این موضوع از دیدگاه امریکایی نیز در سطور بالا به صورت اجمالی ذکر شد.
 حمایت های پشت پرده بیگانگان از افراد و دسته های تجزیه طلب در فاز تئوریک نیز به اندازه حمایت مالی و سیاسی وجود دارد.تا جایی که در بنیادهای مطالعاتی ریز و درشت وابسته به حامیان و طراحان طرح خاورمیانه بزرگ، گفتمان های قوم گرایی ،تجزیه طلبی و فدرالیسم، تئوریزه شده و از راه های گوناگون برای نشر و گسترش به درون مرز فرستاده می شود.استفاده از گفتمان های مدرن و امروزی و تلفیق آن با قوم گرایی رایج ترین و زیرکانه ترین شیوه برای این کار است.تئوریسن های "سروسی" با به کار گیری گفتمان هایی چون آزادی ،پلورالیسم از هر نوع به ویژه قومیتی،حقوق بشر،زبان مادری،آزادی انتخاب و ... و بکار بردن مقدماتی نیم درست و نیم معیوب به نتایجی کاملا نادرست و معیوب می رسند که به هیچ روی رنگی از واقعیت را  دارا نیستند.
همانطور که گفته شد رویارویی جمهوری اسلامی با غرب به ویژه اسرائیل و امریکا و نیز تاکید ایران بر حق استفاده اش از انرژی هسته ای و بسیاری دیگر از مسائل باعث شده است تا سیاست گذاران امریکایی از مدل های گوناگونی برای ضربه زدن به حکومت ایران و به تبع آن کشور ایران استفاده نمایند.در زمان حکومت نومحافظه کاران گزینه اختلاف های قومی و استفاده از به اصطلاح تکثر قومی در ایران مورد توجه دولت بوش و کارگزاران آن قرار گرفت.در همین راستا برخی نهادهای امنیتی وابسته به دولت امریکا پژوهش هایی را به سفارش دولت در مورد اقوام ایرانی و ظرفیت های هر یک انجام دادند و به دنبال آن مقالات و نوشته های تئوریسن های امریکایی در نشریات نومحافظه کار به چاپ رسید که هر یک را می توان به گونه ای گویای وضعیت وخیم و تهدیدات جدید برای تمامیت ارضی ایران تلقی کرد.
نشریه "ویکلی استاندارد" از مدافعان طرح خاورمیانه بزرگ و نزدیک به جناح معروف به بازهای در حزب جمهوری خواه در مقاله ای به قلم توماس مک ایندی (معاون ستاد هوایی هوایی امریکا) در مورد مدل حمله احتمالی امریکا به ایران این گونه ابراز نظر می کند: «عملیات گسترده نظامی به همراه عملیات پنهان از ناراضیان داخلی همانطور که در افغانستان اجرا شد می تواند با استفاده از گروه های قومی غیرفارس[زبان] برای سرنگونی رژیم طرح ریزی شود.»  (5)
مایکل روبین از هواداران تغییر مرزها در خاورمیانه در نشریه اورشلیم پست در سال 2007 پیرامون استفاده از گروه های تجزیه طلب برای سرنگونی رژیم ایران چنین می نویسد: «اگر دولت بوش اراده سیاسی مبتنی بر پیگیری جنگ علیه تروریست ها و طرفدارانشان را داشته باشد می توان حکومت دینی ایران را ساقط کرد و با حمایت از گروه های آذری و کرد در ایران و حمله گسترده نظامی ،تهران شکست خواهد خورد.» (6)
استفاده امریکا از گروه های دست آموز مسلح در نواحی مرزی ایران که هر روز گروهی از مرزداران ِ کشورمان را به شهادت می رسانند و اقدام به بمب گذاری در شهرها و یا بستن جاده های بین شهری می کنند چیزی نیست که از نظرها دور مانده باشد.چرا که هم سرکرده این گروها (در جنوبشرق و شمالغرب) به این حقیقت اذعان دارند و هم مقامات امریکایی گاه و بیگاه به این موضوع به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران اشاره می کنند.
فردی موسوم به حاج احمدی رهبر گروه تروریستی پژاک که در سال 1990 تاسیس شده است در یکی از سفرهای خود(آگوست 2006) به ایالات متحده در گفتگو با واشینگتن تایمز هدف از این مسافرت را دریافت کمک های مالی،سیاسی و نظامی از دولت امریکا برای سرنگونی حکومت ایران عنوان کرده و متعاقب آن افسران امریکایی برای آموزش نیروهای پژاک در شمال عراق وارد ارودگاه های این سازمان شدند.دوربین خبرنگار تلویزیون ای.آر.دی آلمان نیز به هنگام تهیه خبر از اردوگاه های پژاک به حضور نظامیان و افسران امریکایی در این کمپ ها اشاره نمود و رهبر پژاک نیز در سخنان خود حضور گروهش در عراق را امتیازی برای امریکا دانست.
"سیمور هرش " در مقاله ای با عنوان "عملکرد بعدی" در نشریه نیویورکر به نوع استفاده امریکا و متحدانش از این گروهها اشاره کرده و به صورت گویا به وابستگی سازمان های قومی و هدف از تاسیس آن ها پرداخته است. « در شش ماه گذشته اسراییل و امریکا به گسترش حمایت خود از پژاک شدت بخشیده اند.این گروه اخیرا یورش هایی به درون مرزهای ایران انجام داده است.یکی از مشاوران دولت امریکا که ارتباط نزدیکی با پنتاگون دارد به من گفت :...پنتاگون روابط پنهانی را با گروه های قومی آذری،کرد و بلوچ برقرار کرده است و آن ها به افزایش اقدامات برای تحلیل بردن اقتدار دولت ایران در نواحی شمال غربی و جنوب شرقی ترغیب کرده است.اسراییل حتی به گروه های کردی آموزش و تجهیزات نظای ارائه می کند.این گروه های کردی همچنین فهرستی از اهدافی که در ایران باید مورد حمله قرار بگیرد را از سوی اسرائیل در چارچوب منافع امریکا دریافت کرده اند.» (7)
در مورد حمایت واشینگتن از گروه موسوم به جندالله نیز شبکه ان.بی.سی در ماه می 2007 اعلام کرد که این گروه ِ مستقر در پاکستان به تشویق سیا در نواحی مرزی ایران اقدام به خرابکاری می کنند.
پروژه خاورمیانه بزرگ و کشورهای همسایه ایران: بی شک ایالات متحده در بیشتر کشورهای همسایه ایران دارای نفوذ سیاسی سرشاری است که باعث می شود در مواقع لزوم از این نفوذ بر علیه ایران استفاده نماید.این استفاده و اعمال نفوذ علاوه بر این که می تواند در جهت فشار برای در اختیار داشتن پایگاه نظامی برای حمله به ایران باشد،در فاز جنگ روانی نیز جریان دارد.
کشورهایی حاشیه نشین خلیج فارس با حمایت و چراغ سبز امریکا ادعاهایی پیرامون جزیره های ایرانی دریای فارس مطرح می کنند و با استفاده از دلارهای نفتی، برخی موسسات مطالعاتی و نشقه برداری و... را تشویق می کنند از نام های دیگری برای خلیج فارس کاربری کنند.این موضوع در مواردی به کتاب های درسی برخی کشورها نیز سرایت پیدا می کند.کانال های تلویزیونی وابسته به اعراب گاه و بیگاه تمامیت ارضی ایران را با گزارش های وقیحانه ای زیر پرسش می برند و...!این جنگ روانی و عملیات ایذایی علیه ایران بی شک بدون چراغ سبز ایران امکان پذیر نمی باشد .
نومحافظه کاران امریکایی تلاش دارند تا با تحریک اعراب علیه ایران و تهدید قلمداد کردن این کشور ،جبهه ی واحدی را در میان کشورهای عربی علیه ایران به وجود بیاورند. سناتور مک کین نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری آمریکا در سال 2006 در میز گردی در یک پایگاه دریائی آمریکا بعد از اشاره به پیشرفت های ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم که به گفته وی در عین حال می تواند در ساخت و تولید سلاح اتمی استفاده شود، گفته بود : "من همچنان نگران جاه طلبی ایرانی ها هستم که قدمتی تاریخی مبنی بر تسلط پارس ها بر منطقه دارند." (هرالد تریبون 9 فوریه 2007)
چند سال پیش از این اظهارات نیز دیک چینی (چهره دیگر محافظه کار ) در یک مصاحبه ادعاهای مشابهی را مطرح کرده و ایرانیان را متهم به فاشیسم و نژادپرستی نموده و از برخی مواضع کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس دفاع کرده بود.
ایالات متحده علاوه بر کشورهای حاشیه خلیج فارس در برخی کشورهای شمالی ایران نیز دارای کانون هایی است که به هنگام نیاز موضع امریکا یا اسراییل را برای فشار به ایران تقویت می کنند.رژیم باکو به عنوان حکومتی که همه سفارش ها و توصیه های مقامات امریکایی و اسرائیلی را مورد توجه قرار می دهد در طرح خاورمیانه بزرگ نقش فعالی داشته و از کشورهای پایگاه به شمار می رود.از دید امریکایی ها علاوه بر این که می توان از خاک به اصطلاح جمهوری آذربایجان برای حمله ایران استفاده کرد،می توان از ظرفیت های موج پان ترکیسم در این کشور برای فشار به ایران و در آینده دور برای تجزیه ایران بهره برد.
اسکات ریتر افسر اطلاعاتی امریکا و بازرس نظامی مانورهای مشترک امریکا - رژیم باکو  در مورد اهمیت جمهوری آذربایجان برای امریکا می گوید: « جمهوری آذربایجان برای منافع ما اهمیت زیادی دارد.به دلیل این که همسایه ایران و نزدیک ترین راه برای رسیدن به تهران می باشد.» (8)
اسکات ریتر در مقاله ی دیگری که در الجزیره از وی چاپ شد (سال 2006) با صراحت عنوان کرد که:« نیروهای سیا و نیروهای ویژه امریکا ،نیروهای آذربایجان را در قالب واحدهای نیروهای ویژه آموزش می دهند که توانایی انجام عملیات در درون خاک ایران و شوراندن بخش عظیم اقلیت قومی آذری ها را داشته باشند.»
مشاور وزیر خارجه امریکا ،دانیل فراید نیز در مارس 2006 عنوان کرد که :واشینتگن به دولت آذربایجان اطلاعات لازم را در مورد طرح هایشان درباره ایران ارائه داده کرده است.زیرا آذربایجان حق دارد از آن آگاه شود.
 بی شک اطلاع رژیم باکو از این "طرح ها" است که به این حکومت نورس جرات و جسارت می دهد تا با برگزاری برخی کنفرانس ها با حضور مقامات رسمی در جهت نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران اقدام نماید و نمایندگان مجلس این کشور گاه و بیگاه با نامه ها و سخنرانی های گستاخانه پا را از گلیم خود را فراتر گذاشته و به مقامات عالی رتبه ایران نامه هایی بفرستند .شاید بتوان گفت با دلگرمی به چنین طرح هایی است که رژیم باکو در کتاب های درسی خود با رسم برخی نقشه ها بر سرزمین هایی به گستره ی چندین برابر وسعت خاک خود ادعای مالکیت مطرح نماید.در غیر این صورت بسیار بعید به نظر می رسد این کشور کوچک و نورس از ظرفیت های خود آگاه نبوده و بدون پشتوانه،خود را در برابر قدرتی همچون ایران قرار دهد.
تئوری پردازی های تزریق شده از سوی امریکایی ها: همانطور که گفتیم موسسات و تئوریسین های وابسته به طرح خاورمیانه بزرگ برای پیش بردن پروژه خود تئوری ها و انگاره هایی را برای افراد و سازمان های ایجاد شده،تولید می کنند.
مدل فدرالیسم ِ مبتنی بر قومیت ها برای ایران از مهمترین نظریه پردازی ها است که بسیاری از گروه های تجزیه طلب به عنوان فاز نخستین تجزیه ایران به پیروی از نظریه پردازان ذکر شده به آن تمایل دارند.
مایکل لدین و تیم وی در سال 2005 با همکاری موسسه امریکن اینترپرایز کنفرانس جنجالی را با حضور عناصر ضدملی برگزار کرد که «نمونه دیگر برای فدرالیسم» نام داشت.همچنین در سال 2006 کنفرانس مشابهی در واشینگتن برگزار شد.
برخی کارشناسان بر این باورند که با تصویب قانون حمایت از آزادی در ایران در سال 2006 توسط دولت بوش و اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری برای نیروهای اپوزیسیون ایران نیروهای قومی برای وانمود کردن خود به عنوان یک آلترناتیو  نیرومند برای حکومت ایران با برگزاری کنفرانس های پیاپی و تشکیل جبهه های هواخواه فدرالیسم در صدد برآمدند تا از این بودجه کلان بهره مند شوند.
نزدیک به نیمی از بودجه ی تعیین شده در سال 2006 به دو رسانه فارسی زبان رادیو فردا تلویریون صدای امریکا اختصاص یافت.در سال های آتی این دو رسانه به صورت هماهنگ تبدیل شدند به رسانه هایی که اخبار مربوط به عناصر ضد ملی و خواست های آنها را بازتاب داده و اکنون بعضی مهمانان شرکت کننده در برنامه های این دو رسانه به خود جرات می دهند به صورت آشکار از عناصر بیگانه پرست و قبیله گرای ِ درون مرز حمایت به عمل آورند.
بهره سخن : همانطور که گفته شد علاقه امریکا به تکه تکه کردن ایران در راستای پروژه قرن و ساختن یک قرن امریکایی و طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.ایالات متحده پس از روی کار آمدن نئوکان ها،دور جدیدی از مطالعات را بر روی اقوام ایرانی در سال 2003 آغاز کرد.این پروژه ی پژوهشی که یکسال به طول انجامید به سفارش نیروی دریایی امریکا به «شرکت هیکس و شرکاء» به صورت دو پروژه تحقیقاتی در مورد اقلیت های قومی ایران واگذار گردید و «تاثیر فرهنگ خارجی بر عملیات های نظامی» نام گرفت. سرهنگ ریگ لانگ ،سخنگوی نیروی دریایی امریکا در مصاحبه با فاینیشال تایمز به این موضوع اشاره کرده و به پرسش های این نشریه پاسخ داد.(9)
بدون شک ورود نئوکان ها به عرصه قدرت در امریکا تاثیر زیادی بر مسائل قومی در ایران داشت و این نیز یک واقعیت است که عملکرد و واکنش های رسمی به این موضوع در ایران به هیچ روی مثبت و سازنده نبوده است.مقامات ایرانی با وجود آگاهی از وجود چنین دسیسه هایی که از سوی امریکا هدایت می شود اقدامات مناسبی برای مقابله با آن انجام نداده اند.نکته دردآور این که اگر قرار باشد با هر انتخابات در امریکا و روی کار آمدن دولت جدید، کشور ما بخشی از داشته ها و اندوخته های چند هزار ساله خود را - که اتحاد ملی در راس آن هاست – از دست بدهد،در این صورت مفهوم حاکمیت ملی و استقلال در این کشور خدشه دار می شود.
طبیعی است که عناصر ضدایرانی در منطقه خواستار قدرت گیری ایران نمی باشند.غرب هیچگاه توان تحمل یک ایران قدرتمند و بزرگ را در آسیا نداشته است و این پروسه (روند تجزیه و تضعیف ایران) از دویست سال پیش آغاز شده.سرزمین های قفقازی ایران از سوی روسیه برای دست یابی به آب های گرم و با همکاری هیئت حاکمه وقت ایران به تاراج رفت.سرزمین های شرقی ایران از سوی انگلستان برای مقابله با روسیه از ایران ستانده شد و بحرین نیز با یک توطئه ماسونی ِ دیگر از ایران جدا ماند.اکنون برای رسیدن به منابع انرژی دریای مازندارن و سرکوب شیعیان در مناطق نفت خیز جهان ،ایران باید ناتوان شود و در پنجاه سال آینده به چند کشور کوچکتر تقسیم گردد.همانطور که در دو سده ی  گذشته به دهها کشور تقسیم و در راس هر کدام یک هیئت حاکمه ضد ایرانی گمارده شد تا اندیشه بازگشت و اتحاد از پیش خنثی شده باشد.
اما برای مقابله با طرح خاورمیانه بزرگ چه باید کرد؟ آیا باید همچنان نظاره گر اوضاع باشیم ؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که طرح و برنامه ی خودمان را برای منطقه ای که در آن صاحبخانه به شمار می رویم و در هر نقطه از آن نشانی از فرهنگ ملت ما یافت می شود ارائه دهیم؟
طرح خاورمیانه بزرگ درون مرزهای ایران بزرگ قرار گرفته است.ایرانی که تا چندی پیش سرزمینی یکپارچه با پرچمی واحد بود!در جهانی که به سوی اتحاد پیش می رود و اتحادیه های بزرگ و کوچک در افریقا،امریکا،جنوبشرق آسیا و اروپا و... تشکیل می شود ما نیز نمی توانیم به تنهایی ادامه حیات دهیم.در اروپا دولت هایی که سال ها با یکدیگر جنگیده و دشمنی های تاریخی میان ملت هاشان هنوز نیز به صورت رقابتی جریان دارد با تشکیل اتحادیه ای نیرومند به سوی کنفدراسیونی پیش رفتند و با برداشتن مرزها و یکسان سازی پولی و ... وزنه ای نوین را در جهان پدید آوردند.حال چگونه است که مردمان این بخش از آسیا که تا سده گذشته زیر لوای یک دولت و یک پرچم زندگی می کردند،دارای زبان،تبار و فرهنگ یکسانی هستند،ادبیات یکسانی دارند و در فلات واحدی زندگی می کنند نمی توانند با یکدیگر همچون گذشته اتحادیه ای از سرزمین های ایرانی را داشته باشند؟ چرا بایستی میلیون ها ایرانی اسیر خواست های استعماری چند تئوریسین و چند موسسه تحقیقاتی و گروهی از عوامل فرصت طلب و اپورتونیست ایرانی نما شوند؟
بی شک ایرانیان ِ منطقه در برابر یک انتخاب بزرگ قرار دارند.یا باید سرنوشتی را که دیگران برایشان نوشته اند را سر تعظیم فرود آورند و در کشورهای ناتوان تر و ذره بینی تر زندگی کنند و منابع نفتی و معدنی شان را در اختیار سرمایه داران یهودی قرار دهند و در سرزمین خود برای رفاه و ابرقدرتی کشوری دیگر تلاش کنند و یا با درانداختن نظم نوین خود ،نظم آزادگان جهان و نظم جهانِ ضد استعمار به زیست سرافراز خویش در پهنه تاریخ ملی خود ادامه دهند.
ملت ایران و جامعه بزرگ ایرانی به صورت طبیعی در جهت نیل به اهداف و منافع خویش حرکت می کند ولی میزان هماهنگی دولت ها و حکومت ها با این سیر تاریخی است که نقش ِ دیگر روی ِ سکه را نمایان خواهد کرد.امروزه بزرگ ترین مقابله با امریکا در مقابله با "پروژه یک قرن جدید امریکایی" و طرح استعماری خاورمیانه بزرگ نمود می یابد.
● پی نوشت ها:
  Project for a New American Century:1
2: American Armed Forces Journal
3:Borders and Brethen: Iran and the challenge of Azarbaijan
4:در این مورد نک:سالار سیف الدینی،اثرگذاری از طریق بنیادهای موقوفه،روزنامه  مردمسالاری،27 شهریور 1386
5:Thomas Mc Inerny.Neocons Want To Use Afghan Model In Iran,
6: Micheal Rubin, U.S. And Regime Change In Iran, Yerusalim post,november20,2007
7: Seymor.M Hersh.The next act,The Newyorker,Nov 27 ,2006
8:http://www.atlanticcommunity.org/index/items/view/Dr._Dan_Plesch_and_Martin_Butcher_On_US_Military_Preparations_to_ Bomb_Iran>.p.46
9:Guy Dimore, U.S. Marines Probe Tension Among iran”s Minority.The Finantial Times.Thursday,February 23,2006.

طرح خاورمیانه بزرگ ، خدمات متقابل اسلام و غرب ، سوریه نخستین قربانی!

به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۱ شهریور ۱۰, جمعه

تجاوز به نام خلیج فارس در اجلاس تهران و خفقان احمدی نژاد


وقتي رئيس قطري مجمع عمومي سازمان ملل در خلال سخنانش، در پايتخت ايران از واژه ساختگي «خليج فارسي - عربي» براي نام بردن از منطقه «خليج فارس» استفاده کرد ميليون ها ايراني را که از گيرنده هاي خود مراسم را دنبال مي کردند به خشم آورد
گستاخي رئيس قطري مجمع عمومي سازمان ملل در بکارگيري نام جعلي براي خليج فارس و به دنبال آن بي پاسخ ماندن اين اقدام از سوي رئيس جمهور{تحمیلی } کشورمان ـ که تريبون در اختيار داشت ـ واقعه تلخي بود ...
.
کاربرد نام جعلي براي خليج فارس آن هم در پايتخت ايران زمين و در ميان سران و مقامات بيش از 120 کشور جهان و در پخش زنده رسانه هاي سراسر جهان ،علاوه بر اين که اقدامي غير مسوولانه و هدف مند عليه هويت ملي و تماميت ارضي ايران محسوب مي شود ،آن گاه مهم تر جلوه مي نمايد که شاهد سکوت توام با آرامش مقامات ايراني حاضر در اين نشست و عدم پاسخگويي مناسب آنان بوديم.
برپايه اين گزارش، هر چند اين موضوع قابل درک است که به دليل اهميت ويژه برگزاري باشکوه اين اجلاس، مقامات کشورمان تلاش کردند از طرح موضوعات چالش زا پرهيز کرده و بر نقاط مورد اجماع اکثريت اعضاء تاکيد کنند و به همين سبب نيز بسياري از رسانه هاي کشورمان در تمام طول برگزاري اجلاس بر اين موضوع اهتمام داشتند که موضوعاتي را طرح ننمايند که اصل رويداد يعني برگزاري موفقيت اميز اجلاس جنبش عدم تعهد به ميزباني کشورمان را تحت شعاع قرار دهد اما سکوت در برابر چنين گستاخي بزرگي که مستقيما هويت، منافع ملي و به نوعي ناموس ايرانيان را ـ که همان تماميت ارضي شان است ـ به هيچ قيمتي نمي ارزد.

به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

ویکی لیکس افشا کرد:اسرائیل برای ایجاد تفرقه قومی میان ایرانیان از بخش فارسی صدای آمریکا کمک میگیرد!


 فرمان آریا:تحلیل سیاسی: این روزها کسانی که اخبار و تازه های جهان را از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و برون مرزی نیز دنبال می کنند گواه دگردیسی های نوینی در بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا هستند.نخستین دگرشد اساسی نبود برخی از مجریان و سردبیران همیشگی این تلویزیون است که دیگر به ندرت در برابر دوربین های این شبکه دیده می شوند و به نظر می رسد که به کل یا به جز از صحنه حذف شده اند.مورد دوم نوع برنامه ها و مهمانان حاضر در میزگردهای سیاسی می باشد.در این مورد نیز از برخی از میهمانان و مفسران سال های پیش به ندرت استفاده می شود و حضور افراد دیگر با طرز فکرهای متفاوت به وضوح مشاهده می گردد.
پیش از هر چیز نباید از خاطر فراموش کرد که تلویزیون صدای امریکا وابسته به دولت ایالات متحده است و بیشتر از هر چیز وادار است تا سیاست های این دولت را در نظر گرفته و تا جای ممکن اعمال نماید.مسئله "فروپاشی ایران از درون" نیز اکنون سال هاست که در دستور کار حکومت ایالات متحده به ویژه در میان اعضای حزب جمهوری خواه و جناح تندور آن (نئوکان ها) قرار دارد.واشنگتن رفته رفته در حال ناامید شدن از شیوه های اولیه براندازی جمهوری اسلامی است و این موضوع امریکایی ها را وا می دارد تا از راه سرمایه گذاری بر روی اقلیت های دینی و قومی در ایران وارد عمل شوند.بخش فارسی صدای امریکا نیز در همین راستا (به عنوان یکی از ابزارهای تبلیغاتی امریکا علیه جمهوری اسلامی) بدل شده است به بلندگوی خبر رسانی گروهک های قومی و منادی دفاع از آزادی به اصطلاح گروه های قومیتی در ایران.هرچند این تلویزیون و مجریان ایرانی آن سال ها در برابر چنین جریاناتی سکوت،بی تفاوتی و ... را ترجیح می دادند ولی به نظر می رسد تندروهای امریکایی از این مسئله بسیار ناخشنود شدند از این روزست که از سال گذشته تلاش هایی را در جهت برخی تغییرات در بخش فارسی و تهیه برخی برنامه ها در جهت تحریک افکار قومی در ایران از سوی این کانال آغاز شده است


چهره های ضدملی با سوابق تجزیه طلبانه و کارنامه های دروغین در صدای آمریکا

 رفرنس مدارک منتشر شده در سایت ویکی لیکس نشان میدهد که دولت اسرائیل برای رسیدن به اهدافش و ایجاد تفرقه قومی در ایران، از امکانات صدای آمریکا (VOA) استفاده میکند. در جلسه میر داگان (رئیس موساد) که در آگوست 2007 با سفیر آمریکا در اسرائیل انجام شد، رئیس موساد یکی از اهداف مهم اسرائیل را بی ثبات کردن ایران با ایجاد بحران بین اقوام مختلف ایرانی (مانند ترکها، کردها، و بلوچها)، ذکر کرده. او گفت که با دامن زدن به این اختلافات میتوان حکومت مرکزی ایران را تضعیف کرد. رئس موساد بر این نکته پافشاری داشت که با تمرکز بر هویت نژادی اقلیتهای قومی میتوان رژیم ایران را عوض کرد. رئیس موساد ادامه داد این موضوع حیاتی است که کشورهای خلیج را بر تهدید ایران متمرکز کرد. و یک روش منطقه ای برای برخورد با ایران ایجاد کرد. .. در این جلسه رئیس موساد نقش بخش فارسی صدای آمریکا (VOA) را برای ضربه زدن به قلب ایران حیاتی دانست، اما گفت که این شبکه باید تعداد فرستنده هایش را بیشتر کند. رئیس موساد توصیه کرد که آمریکا باید علاوه بر همکاری با کشورهای خلیج [فارس] در این رابطه، از آذربایجان و کشورهای شمال ایران هم کمک بگیرد...داگان همچنین گقت ایجاد بی ثباتی در ایران از طریق بحران بین اقلیتهای قومی انجام پذیر است. این امکان به گفته داگان یک فرصت استثنائی در اختیار آمریکائیها و اسرائیلیها قرار میدهد. ..داگان گفت باید بر جدی بودن خطر اسلام افراطی تاکید داشت.


Reference ID Created Released Classification Origin
07TELAVIV2652 2007-08-31 12:45 2011-08-30 01:44 SECRET Embassy Tel Aviv

VZCZCXRO5629
PP RUEHROV
DE RUEHTV #2652/01 2431245
ZNY SSSSS ZZH
P 311245Z AUG 07
FM AMEMBASSY TEL AVIV
TO RUEHC/SECSTATE WASHDC PRIORITY 3082
INFO RUEHXK/ARAB ISRAELI COLLECTIVE PRIORITY
RUEHBJ/AMEMBASSY BEIJING PRIORITY 0817
RUEHIL/AMEMBASSY ISLAMABAD PRIORITY 1007
RUEHUL/AMEMBASSY SEOUL PRIORITY 0441
RUEHKO/AMEMBASSY TOKYO PRIORITY 0434
RHEHNSC/NSC WASHDC PRIORITY
RUEKJCS/SECDEF WASHDC PRIORITY
S E C R E T SECTION 01 OF 05 TEL AVIV 002652 
 
SIPDIS 
 
SIPDIS 
 
E.O. 12958: DECL: 08/24/2017 
TAGS: PREL PTER MARR MASS KNNP UNSC PK IR IZ ZP
JO, EG, RS, CH, LE, SY, IS 
SUBJECT: U/S BURNS' AUGUST 17 MEETING WITH ISRAELI MOSSAD 
CHIEF MEIR DAGAN 
 
Classified By: Ambassador Richard H. Jones.  Reasons: 1.4 (b)(d). 
 
------- 
SUMMARY 
------- 
 
1. (S) In an August 17 meeting, Israeli Mossad Chief Meir 
Dagan thanked Under Secretary Burns for America's support of 
Israel as evidenced by the previous day's signing of an MOU 
that provides Israel with USD 30 billion in security 
assistance from 2008-2018.  Dagan provided his assessment of 
the Middle East region, Pakistan and Turkey, stressing 
Israel's (a) concern for President Musharraf's well-being, 
(b) view that Iran can be forced to change its behavior, and 
(c) sense that Turkey, Egypt, Jordan, Syria and Lebanon are 
unstable with unclear futures ahead of them.  Dagan probed 
for more detail about XXXXXXXXXXXX U.S. military assistance
to the Gulf  states, and -- while signaling agreement with the
U.S.  approach to the Gulf states vis-a-vis Iran -- cautioned that 
they may not be able to absorb significant military  assistance.
Dagan reviewed Israel's five-pillar strategy  concerning
Iran's nuclear program, stressed that Iran is  economicall
 vulnerable, and pressed for more activity with  Iran's
minority groups aimed at regime change.  Dagan urged 
caution in providing assistance to the Siniora government in 
Lebanon, noting Syrian and Iranian efforts to topple the GOL. 
 
2. (S) Under Secretary Burns cited the MOU as tangible 
evidence of the USG's commitment to Israel, and stressed that 
the U.S. would support all of its friends -- Arabs included 
-- in the Middle East, and will remain engaged in the region 
for the long term.  He described U.S. efforts to support the 
Musharraf and Karzai governments as they face opposition from 
Al-Qaeda and the Taliban, and explained that the Gulf 
Security Dialogue is meant to bolster Gulf states facing 
threats from Iran.  The Under Secretary reviewed U.S. efforts 
to isolate Iran and increase pressure on it, stressing that 
the U.S. is currently focused on the diplomatic track.  He 
shared USG thinking about the Siniora government in Lebanon, 
and urged that the U.S. and Israel continue to consult on 
Lebanon.  END SUMMARY. 
 
-------------------------------------------- 
THE SECURITY ASSISTANCE MOU AND ISRAEL'S QME 
-------------------------------------------- 
 
3. (S)  Dagan observed that the signing of the MOU on 
security assistance could not have come at a better time, and 
stressed that Israel appreciated America's support.  The 
Under Secretary agreed about the timing, noting that the 
U.S., Israel and like-minded countries were facing multiple 
threats around the world, and that the Middle East is a very 
dangerous region.  He said that the MOU serves as a concrete 
reminder that the U.S. stands by its long-term security 
commitments to its friends, and is ready to help them with 
their needs.  The Under Secretary noted that the Middle East 
is now at the heart of American interests.  Because Egypt 
also plays a vital role in the region, the U.S. would also 
renew its security assistance commitment to that country. 
U.S. relations with the Gulf states were longstanding, and 
America would stay true to those friendships, as well.  The 
Under Secretary stressed that the USG is committed to 
Israel's QME.  He noted that the majority of systems and 
equipment that the U.S. would sell to Egypt and other Arab 
partners would replace items that had been sold to those 
countries in the past. 
 
------------------------------------------- 
DAGAN REVIEWS MIDDLE EAST, PAKISTAN, TURKEY 
------------------------------------------- 
 
4. (S) Assessing the region, Dagan said Israel sees itself in 
the middle of a rapidly changing environment, in which the 
fate of one Middle Eastern country is connected to another. 
Dagan then said he was concerned about how long Pakistani 
President Musharraf would survive:  "He is facing a serious 
problem with the militants.  Pakistan's nuclear capability 
could end up in the hands of an Islamic regime."  Turning to 
Iran, Dagan observed that it is in a transition period. 
There is debate among the leadership between Rafsanjani and 
Ahmadinejad and their respective supporters.  Instability in 
Iran is driven by inflation and tension among ethnic 
minorities.  This, Dagan said, presents unique opportunities, 
and Israelis and Americans might see a change in Iran in 
 
TEL AVIV 00002652  002 OF 005 
 
 
their lifetimes.  As for Iraq, it may end up a weak, federal 
state comprised of three cantons or entities, one each 
belonging to the Kurds, Sunnis and Shias. 
 
5. (S) Dagan said that the Gulf states and Saudi Arabia are 
concerned about the growing importance of Iran and its 
influence on them.  They are taking precautions, trying to 
increase their own military defensive capabilities. 
Referring to the Gulf Security Dialogue (GSD), Dagan warned 
that these countries would not be able to cope with the 
amount of weapons systems they intend to acquire:  "They do 
not use the weapons effectively." 
 
6. (S) Dagan said that Jordan has successfully faced down 
threats from the Muslim Brotherhood and Hamas, and that Egypt 
is struggling with the question of who will replace President 
Mubarak.  He said he sees no hope for the Palestinians, and 
that Israel looks at Syria and Lebanon, and sees only 
instability.  Further afield, it looks at Turkey and sees 
Islamists gaining momentum there.  The question, he asked, is 
how long Turkey's military -- viewing itself as the defender 
of Turkey's secular identity -- will remain quiet. 
 
7. (S) If Israel's neighborhood were not unstable enough, 
Dagan observed, it did not help that Russia is playing a 
"very negative role" in the region.  He observed that all of 
these challenges have to be addressed globally -- they could 
not be dealt with individually.  Returning to Jordan as an 
example, he noted that the more than one million Iraqi 
refugees in Jordan were changing Jordanian society, and 
forcing it into a new relationship with Saudi Arabia.  This 
is evidenced by Saudi King Abdullah's recent visit to Jordan, 
which implies greater understanding between the Jordanians 
and the Saudis. 
 
---------------------------------------- 
DISCUSSION OF THE GULF SECURITY DIALOGUE 
---------------------------------------- 
 
8. (S) Turning to the Gulf Security Dialogue (GSD), Dagan 
said that enhancing the capabilities of the Gulf states "is 
the right direction to go," especially as they are afraid of 
Iran.  Such a U.S. commitment will be a stabilizing factor in 
the region.  Dagan clarified that he would not oppose U.S. 
security assistance to America's Arab partners.  He expressed 
concern, nevertheless, about the current policies of those 
partners -- especially with regards to Syria and Iran.  Dagan 
added that if those countries must choose between buying 
defensive systems from the U.S. or France, then he would 
prefer they buy systems from the U.S., as this would bring 
them closer to the U.S. 
 
9. (S) Dagan observed that the challenge facing the U.S. now 
is how to unite the Gulf states under a shared policy, and 
pointed to Qatar as the weakest link in the chain, trying to 
play all sides.  Under Secretary Burns replied that the U.S. 
is trying to get Qatar and its neighbors to look at issues 
from a regional perspective, and to focus on threats in a 
unified way.  Acting PM Assistant Secretary Mull expressed 
understanding for Israel's frustration with how the region 
looked, but stressed nevertheless that if America did not 
engage the Gulf states through the GSD, the situation would 
become much worse.  It is critical to get the Gulf states 
focused on the Iran threat, and to adopt a regional approach 
to countering it.  Encouraging and supporting their 
counterproliferation efforts would be crucial.  Dagan said he 
agreed with this approach, stressing that the threat of 
radical Islam is real. 
 
--------------------------------------------- ---- 
IRAN: DAGAN REVIEWS ISRAEL'S FIVE PILLAR STRATEGY 
--------------------------------------------- ---- 
 
10. (S) Dagan led discussion on Iran by pointing out that the 
U.S. and Israel have different timetables concerning when 
Iran is likely to acquire a nuclear capability.  He clarified 
that the Israel Atomic Energy Commission's (IAEC) timetable 
is purely technical in nature, while the Mossad's considers 
other factors, including the regime's determination to 
succeed.  While Dagan acknowledged that there is still time 
to "resolve" the Iran nuclear crisis, he stressed that Iran 
is making a great effort to achieve a nuclear capability: 
"The threat is obvious, even if we have a different 
timetable.  If we want to postpone their acquisition of a 
 
TEL AVIV 00002652  003 OF 005 
 
 
nuclear capability, then we have to invest time and effort 
ourselves." 
 
11. (S) Dagan described how the Israeli strategy consists of 
five pillars: 
 
A) Political Approach: Dagan praised efforts to bring Iran 
before the UNSC, and signaled his agreement with the pursuit 
of a third sanctions resolution.  He acknowledged that 
pressure on Iran is building up, but said this approach alone 
will not resolve the crisis.  He stressed that the timetable 
for political action is different than the nuclear project's 
timetable. 
 
B) Covert Measures: Dagan and the Under Secretary agreed not 
to discuss this approach in the larger group setting. 
 
C) Counterproliferation: Dagan underscored the need to 
prevent know-how and technology from making their way to 
Iran, and said that more can be done in this area. 
 
D) Sanctions:  Dagan said that the biggest successes had so 
far been in this area.  Three Iranian banks are on the verge 
of collapse.  The financial sanctions are having a nationwide 
impact.  Iran's regime can no longer just deal with the 
bankers themselves. 
 
E) Force Regime Change:  Dagan said that more should be done 
to foment regime change in Iran, possibly with the support of 
student democracy movements, and ethnic groups (e.g., Azeris, 
Kurds, Baluchs) opposed to the ruling regime. 
 
12. (S) Dagan clarified that the U.S., Israel and like-minded 
countries must push on all five pillars at the same time. 
Some are bearing fruit now; others would bear fruit in due 
time, especially if more attention were placed on them. 
Dagan urged more attention on regime change, asserting that 
more could be done to develop the identities of ethnic 
minorities in Iran.  He said he was sure that Israel and the 
U.S. could "change the ruling regime in Iran, and its 
attitude towards backing terror regimes."  He added, "We 
could also get them to delay their nuclear project.  Iran 
could become a normal state." 
 
13. (S) Dagan stressed that Iran has weak spots that can be 
exploited.  According to his information, unemployment 
exceeds 30 percent nationwide, with some towns and villages 
experiencing 50 percent unemployment, especially among 17-30 
year olds.  Inflation averages more than 40 percent, and 
people are criticizing the government for investing in and 
sponsoring Hamas, saying that they government should invest 
in Iran itself.  "The economy is hurting," he said, "and this 
is provoking a real crisis among Iran's leaders."  He added 
that Iran's minorities are "raising their heads, and are 
tempted to resort to violence." 
 
14. (S) Dagan suggested that more could be done to get the 
Europeans to take a tougher stand against Iran.  Under 
Secretary Burns agreed, and suggested that Israel could help 
 
SIPDIS 
by reaching out to the Europeans.  Dagan said that Israel is 
already doing this, and would continue to do so.  Dagan 
reiterated the need to strike at Iran's heart by engaging 
with its people directly.  Voice of America (VOA) broadcasts 
are important, but more radio transmissions in Farsi are 
needed.  Coordination with the Gulf states is helpful, but 
the U.S. should also coordinate with Azerbaijan and countries 
to the north of Iran, to put pressure on Iran.  Russia, he 
said, would be annoyed, but it would be fitting, as Russia 
appears bent on showing the U.S. that it cannot act globally 
without considering Russia. 
 
15. (S) Under Secretary Burns stressed that the USG is 
focused on Iran not only because of its nuclear program, but 
also because it supports terrorism and Shiite militias in 
Iraq.  The U.S. approach is currently focused on the 
diplomatic track and increasing pressure on Iran through 
sanctions.  Work in the UNSC helps to define the Iranian 
nuclear threat as one that affects international security, 
and not just that of Israel.  While UNSC members Russia, 
China and Qatar will water down efforts to increase pressure 
on Iran, it is still worthwhile to push for a third sanctions 
resolution.  In the meantime, the U.S. will encourage the 
Europeans, Japan and South Korea to implement unilateral 
sanctions against Iran outside the UNSC framework.  The U.S. 
 
TEL AVIV 00002652  004 OF 005 
 
 
will continue to encourage banks and financial institutions 
to slow down their operations in Iran and financially isolate 
it.  Regarding military pressure, the Under Secretary noted 
that the U.S. has deployed 1-2 carrier battle groups in the 
Gulf over the last six months, and that President Bush has 
stated that he will interrupt Iran's activity in Iraq.  As 
for outreach to the Iranian people, the VOA is now 
broadcasting programs in Farsi, and the USG is trying to get 
more Iranian students to visit the U.S. to promote 
people-to-people relations. 
 
----------------------------------------- 
PAKISTAN:  ISRAEL WORRIED ABOUT MUSHARRAF 
----------------------------------------- 
 
16. (S) On Pakistan, Dagan said that President Musharraf is 
losing control, and that some of his coalition partners could 
threaten him in the future.  The key question, Dagan said, is 
whether Musharraf retains his commander-in-chief role in 
addition to his role as president.  If not, he will have 
problems.  Dagan observed that there has been an increase in 
the number of attempts on Musharraf's life, and wondered 
whether he will survive the next few years.  Under Secretary 
Burns replied that South Asia has assumed vital importance in 
American foreign policy since September 11.  The U.S. is 
committed to denying Afghanistan as a safe-haven for Taliban 
and Al-Qaeda activity.  The USG will continue to support 
Pakistani President Musharraf, and is seeking to boost his 
military defensive capabilities.  At the same time, the U.S. 
is encouraging Pakistan and Afghanistan to work with each 
other militarily.  Turning to India, Under Secretary Burns 
noted that U.S.-Indian economic cooperation is growing, and 
that the USG is working effectively to reduce tensions 
between India and Pakistan. 
 
----------------------------- 
LEBANON:  DAGAN URGES CAUTION 
----------------------------- 
 
17. (S) Dagan urged caution with respect to Lebanon, noting 
that the results of efforts there to bolster the Siniora 
government would impact Syria and Iraq.  The U.S. and Israel, 
he said, are on the edge of achieving something in Lebanon, 
and so cannot afford to drop their guard.  What is necessary 
is finding the right way to support PM Siniora.  "He is a 
courageous man," Dagan said.  Syria, Iran and Hizballah are 
working hard against him.  Dagan noted that much of what is 
animating the leadership of Lebanon to take on Syria is 
personal:  "Hariri, Jumblat and others had their parents 
executed by the Syrians."  This anti-Syrian sentiment has 
forged an alliance based on personal and national interests. 
Siniora has worked well with the situation, but Dagan 
suggested that the odds are against him.  Under Secretary 
Burns replied that the U.S. is trying to give PM Siniora as 
much support as possible, and that we would continue to 
consult closely with Israel on Lebanon.  He noted that he 
would return to Israel in October. 
 
-------------------- 
MEETING PARTICIPANTS 
-------------------- 
 
18, (SBU) Accompanying Under Secretary Burns in the meeting 
were: 
-- Ambassador Richard H. Jones 
-- Acting PM Assistant Secretary Stephen Mull 
-- Acting Assistant Secretary of Defense for International 
Security Affairs Mary Beth Long 
-- NEA/IPA Deputy Director Nicole Shampaine 
-- Embassy Tel Aviv Counselor for Political Research 
-- Embassy Tel Aviv Political-Military Officer (notetaker) 
 
19. (SBU) Accompanying Mossad Chief Meir Dagan in the meeting 
were: 
-- Israeli Ambassador to the U.S. Salai Meridor 
-- Advisor to Foreign Minister Livni Omer Caspi 
-- Two unidentified Mossad officials 
 
20. (U) Under Secretary R. Nicholas Burns cleared on this 
cable. 
 
********************************************* ******************** 
Visit Embassy Tel Aviv's Classified Website: 
http://www.state.sgov.gov/p/nea/telaviv 
 
TEL AVIV 00002652  005 OF 005 
 
 
 
You can also access this site through the State Department's 
Classified SIPRNET website. 
********************************************* ******************** 
JONES
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه

وقتی قلب همه ایران برای آذرآبادگان میتپد...

گوشه ای از همبستگی ایرانیان به تفاوت فرهنگ و زبان برای یاری به هم میهنان اذری در سکوت مرگ بار حکومت جمهوری اسلامی

دعواى ترك و فارس را مردم کشورم به راه نمى اندازند...

آنهايى به راه ميندازند كه دیشب "خنده بازار" را پخش كردند . . .
اهدا خون هم میهنان تهرانی
هم میهنان اصفهانی در  صف اهدا خون

 
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

قوم تالش در آستانه نابودى توسط دولت باكو

هلال ممدوف
خبرگزاری فرانسه در گزارشی از باکو می گوید دولت جمهورى آذربايجان هلال ممدوف سردبیر روزنامه صداى تالش كه در عین حال فعال حقوق بشر نيز است را به خیانت از طريق کارکردن برای تشکیلات جاسوسی ایران متهم کرده است.


 هلال ممدوف كيست؟ 
- هلال محمد اف از برجسته ترین روشنفکران تالش شمالی می باشد و سابقه سالها فعالیت جدی در دفاع از حقوق دمکراتیک اقلیت های قومی جمهوری آذربایجان را در کارنامه خود دارد. این روشنفکر تالش که در خیزش موسوم به " جمهوری تالش مغان " سمت نخست وزیری را داشت و در همان زمان دبیرکل حزب برابری خلق های جمهوری آذربایجان نیز بود، پس از سرکوب جمهوری خودمختار تالش مغان به وسیله حیدر علی اف ،  به روسیه پناهنده شد ولی بعدا با مداخله شورای اروپا ،مجددا به باکو بازگشت و به فعالیت های دمکراتیک خود ادامه داد . هلال محمد اف دبیر کمیته دفاع از  نوروزعلی محمداف استاد دانشگاه ،مدیر نشریه صدای تالش  و رئیس مرکز مدنیت تالشان قفقازبود و پس از درگذشت نوروزعلی در زندان رژیم باکو ، مدیریت نشریه صدای تالش را برعهده گرفت.
 فعالان حقوق بشرى تالش چه ميگويند  
برخى از فعالان حقوق بشرى تالش شمالى، دستگيرى هلال ممدوف به جرم جاسوسى براى ايران را تلاش حكومت باكو براى خفه كردن احساسات ايران دوستي تالشان و مهار جنبش فرهنگي اقليت هاي ايراني زبان آن كشور دانسته اند. آنها ميگويند كه هدف از اين گونه اقدامات، سركوب و ضرب شست نشان دادن به تالشان و ديگر اقوام كشور و پاكسازي و يگانه سازي قوميت ها ي ساكن در آن مي باشد، سياستي كه دولتمردان جمهوري آذربايجان تجربه اي بس گران در اجراي آن دارند. 

تتالشي ها يکي از قديميترين اقوام ايراني هستند که در ايران و جمهوري اذربايجان سکني دارند.سکونتگاه هاي کنوني قوم تالش عبارتند از: سرتاسر بخش جنوبي جمهوري موسوم به آذربايجان (اران) شامل شهرهاي: علي آباد،بيله سوار،جليل آباد،لنکران،آستارا و نيز بخش هاي شمال غربي ايران شامل شهرهايي همچون:اردبيل،آستارا،تالش و مناطق شمالي استان گيلان .

جمعيت تالشي هاي جمهوري اذربايجان چندان مشخص نيست در امار سال 1989 جمعيت انها چيزي حدود 500000 نفر ذکر شد ولي در 10 سال گذشته جمهوري اذربايجان از اعلام مقدار جمعيت تالشي ها خودداري مي کند و حتي برخي از سران حکومتي اذربايجان منکر وجود تالشي ها شده اند و مدعي اند که ديگر تالشي زباني وجود ندارد. تخمين زده مي شود جمعيت تالشي ها چيزي بين 1 تا 1.5 ميليون نفر باشد.

تالشي ها در 150 سال گذشته 3 بار براي پيوستن به ايران قيام کرده اند از جمله در 1989 و بعد از استقلال از روسيه که البته با سرکوب حکومت باکو همراه بود.تالشي ها خود را از تبار کيخسرو مي دانند.تالشي ها مردمي دلاور هستندهردوت درباره اين مردم چنين نوشته است که تالش ها انسان هايي مهربان،مهمان نواز،شريف و وفادار به دوستان و اما بيرحم نسبت به دشمنان مي باشند.تالشي ها عمدتا در طول تاريخ ايران حالتي مستقل داشته اند و تحت سيطره حکومت مرکزي نبوده اند. گويا نادر شاه افشار با آنها در گيري هايي زيادي داشته است و تالشي ها هم با توجه به روحيات خاص خود به هيچ عنوان تسليم او نشده اند از دوران نادرشاه به اين طرف تقريبا اين سرزمين از ايران فاصله گرفت و بالاخره طي عهدنامه هايي که بين ايران و روس در دوران قاجار بسته شد اين بخش از ايران جدا شد. تالشي ها عمدتا مورد ازار و اذيت پان ترکها هستند و پان ترکها به انها لقب فارسهاي کوچولو داده اند و پيوسته انها را مورد تحقیر قرار مي دهند و به خاطر تمايلاتي که انها نسبت به ايران دارند انها را جاسوسهاي ايران مي نامند. دولت باکو اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادري را به تالشي نمي دهد و علی رغم آن که در راديو و تلويزيون اين کشور برنامه هايي زيادي به زبان روسي پخش می شود اما برنامه اي به زبان تالشي وجود ندارد. علاقه انها به ايران به حدي است که در تنها روزنامه تالشی جمهوری آذربایجان روزانه مطلبي در مورد ايران منتشر می شود.

در 1993 تالشي ها به رهبري همت اوف اقدام به تشکيل جمهوري خود مختار تالشان کردند که با دخالت دولت باکو اين تلاش خنثي شد. تالشي ها هنوز مبارزات خود را ادامه مي دهند و هم اکنون رهبرشان همت اوف در روسيه به سر مي برد.

البته اميد است که رايزنان فرهنگي کمي هم به فکر گسترش فرهنگ ملي و زبان فارسي در اين کشور هم باشند و همينطور به وضع فرهنگي تالشي زبانها هم توجهي شايان داشته باشند.

از زمان تحميل عهدنامه تركمن‌چاي و تجزيه ولايات قفقاز از ايـران و دو شقه‌شدن سرزمين تالش، تالشی ها به هواي وصل به موطن اصلي و مام ميهن خود ايـران، بارها به اشكال مختلف و گاه بـا خيزش و قيام عمومي صداي اعتراض خود را نسبت به مفاد عهدنامه مذكور به گوش عالم رسانده‌اند.

شناخت و مطالعه فرهنگی و تاریخی در مورد اقوام ايراني تباري چون تالشي ها كه تمايلات زيادي نسبت به ايران دارند کاملاً لازم و ضروری است.طبيعتا تالشي ها مي توانند كمك شاياني در تامین منافع ملی ایران و ایجاد و تعمیق ارتباط فرهنگی و سیاسی داشته باشند.همينطور نبايد از نقش ديگر اقوام ايراني تبار اين سرزمين نظير لزگي ها، تات ها، كردها و لاهيجها چشم پوشيد. تقريبا همه اين اقوام هم به مانند تالشي ها از حكومت پان تركيستي باكو ناراضي اند و تمايلات زيادي به پيوستن به ايران دارند.همين طور مردمان مناطقي چون ايالت نخجوان هم توجه خاصي به ايران دارند و تبليغات پان تركها در ان مناطق تاثيرات زيادي بر روي اين مردمان نداشته است.

در سال 1993 نيز در منطقه تالش‌نشين آن سوي آستارا چاي، وقايعي رخ داد كه معني و مفهومش را در سه عبارت زير مي‌توان خلاصه كرد:

نيل به آزادي‌هاي دمكراتيك در شرايط پس از فروپاشي شوروي

مقابله بـا انديشه‌هاي پان تركيستي

و حفظ هويت و اصالت ايراني

وقايع مذكور كه بـا نام تشكيل جمهوري خود مختار تالش مغان شناخته شده است، صرف‌نظر از ماهيت، هدف و مباحث نفي و يا تاييد، به عنوان فصلي از تـاريخ مردم تالش ثبت گرديده است و از آن‌جايي كه مردم مذكور بـا وجود 150 سال جدايي، هرگز ايراني بودن خود را فراموش نكرده، مي‌توان گفت حادثه تالش مغان، مرتبط بـه تـاريخ معاصر گيلان و ايـران است و بايد مورد مداقه‌نظر قرار گيرد و روايت درستي از آن ثبت و براي آيندگان به يادگار گذاشته شود.
 دو مطلب مرتبط از این وبلاگ:

در تالشان آن سوي آستارا رود چه مي گذرد ؟ سرنوشت تلخ تالشان در جمهوری آذربایجان 

تالشان تحت فشار دولت جمهوری آذربایجان

وبسایت صدای تالش

 

 

به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

رقص های بومی اقوام ایرانی


  فصل رقص‌ها و آواز‌های سنتی شامل ۳ قسمت یک ساعت است از رقص‌های مختلف و زیبای اقوام ایرانی‌ از جمله کردی، بلوچی، گیلکی و ...که توسط سازمان ملی‌ فولکلور ایران در تلویزیون ملی‌ ایران ضبط شده اند و همچنین مجموعه ایی از بزرگان موسیقی سنتی ایران از جمله پریسا، هنگامه اخوان، نادر گلچین، کوروس سرهنگ زاده و... که در زمان‌ها و مراسم‌های متفاوت اجرا و ضبط شده اند.
دانلود از سرور تلوزیون من وتو

قسمت اول

قسمت دوم

نرم افزار HJSplit

شیوه چسباندن تکه های فیلم به یکدیگر 
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed