۱۳۹۲ آذر ۲, شنبه

شاهکار جدید آسپیران غیاث آبادی؛ تفاوت تاریخی الاغ با اسب!





ایشان در تحقیقی تازه اسب را مثل تانک امروزی و الاغ را مثلِ تراکتور دانسته‌اند
ایشان در ستایش الاغ و لعن و نفرین اسب قلم فرسایی نموده‌اند.
به عنوانِ مثال
نقش ممتازی که الاغ در خدمت به انسان و تسهیل کارهای روزمره او داشته، تنها با گاو قابل قیاس است. 
حالا از کجا به این کشفِ علمی و تاریخی رسیده‌اند، سوالی‌ست که در ذهنِ نگارنده نقش بسته است.
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

زندانی سیاسی کُرد و زندانی سیاسی کُردتر! خسرو و مسعود كردپور را آزاد كنيد.

 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEgtTDb7GjI84mcATtxdya7ZlJ6hYD5bAR2405f-Azfaf8mpv6XQ7pOuGRahOmulHZ-gv8r_wHfz6jrRT7EG14Z3ei5Re_-2ZP3QksgfF-BMaN1fGRSK2XKTQdkViF5N1qi0tRoqz_61gmQ/s1600/P4010393.JPG
خسرو و مسعود کردپور، در بیدادگاه جمهورى اسلامى مجموعن به ٩ سال و نیم زندان محکوم شدند. خسرو کردپور، پس از پایان دوران محکومیت، باید دو سال را نیز در تبعید بگذارند. خسرو، همچون مسعود، از هواداران داریوش فروهر بود و افکاری ایران‌گرایانه داشت. وی کُردهاى فراسوى مرزهاى قراردادى را نیز ایرانى و کردستان آن سوى مرز‌ها را بخشى از ایران‌زمین می‌دانست. خسرو کردپور با ایجاد خبرگزارى موکریان در صدد گزارش خبرهاى سانسور شده کردستان ایران برآمد. خسرو و مسعود کردپور مبارزانی پاک نهاد و عمیقا دموکرات‌اند و به مبارزات مدنى باورمند.
آن‌ها در چند سال گذشته تلاش چشمگیرى در زمینه گزارش نقض مکرر و سیستماتیک حقوق بشر در کردستان داشتند.
از اینکه احزاب کُردی مخالف جمهوری اسلامی اخبار دستگیری و محکومیت ناعادلانه زندانیان میهن‌دوست کُرد را بدلیل عقیده سیاسی خود پوشش ندادند و نمی‌دهند جای تعجب نیست. نیک می دانیم که انتشار گزینشی اخبار زندانیان کُرد میهن دوست در رسانه‌های وابسته به گروهک‌های قوم گرای کُردی پیشینه‌ای دراز دارد.
چنین تبعیضی ناجوانمردانه برای چه!؟ اگر این زندانیان بی‌ادعا عضو گروهک‌های تروریستی کومله و یا پژاک بودند و یا وابسته به گروهک‌های تروریست سلفی، تمامی روشنفکرنما‌ها و خرده روشنفکران یا آنانی که خود را تافته جدابافته دانسته و دگراندیش می‌پندارند، تروریست‌ها و وامانده‌های جنایت‌پیشه سیاسی و دلالان حقوق بشری، گوش فلک را کر کرده بودند و اما برای برادران کرد‌پور، فریاد مدعیان را چه شد!؟
وظیفه تمامی کوشندگان راستین حقوق بشر و مدافعان پاک سرشت حقوق برابر انسانی، محکوم کردن حکم ناعادلانه برادران کردپور در بیدادگاه جمهورى اسلامى است. تلاش کنیم که کردپور‌ها صداى کردستان ایران باشند که از ظلم می گویند و درد آزادی میهن و هم میهنشان دارند و نه بسان سازمان‌ها و گروهک‌های خشونت طلب و نهادهای غیردموکراتیک و ایران گریز که تنها درد نام و نان و جای و قبیله خودساخته خویش دارند و دیگر هیچ!
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

عقلاني سازي در باره كوروش بزرگ


 تیرداد بنکدار
 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEh_GFSRDJr2URo5Ijjry157y5iN0hGndN70RAcj3jS9Zc1ecFvz12A1fG7WxOvLd_Gr0CQjRvSYhhQZrA8TGZj5At-gXy4uQjFVEJPa3H_K5a58ldIB48wSe-bmeKdu1-05J0I7nS2Sekg/s584/rrrrrrrrrr.png
بايسته است كه ما قايل به عقلاني سازي در باره نماد كوروش بزرگ باشيم 
امروز را روز "کورش بزرگ" نامیده اند. این که چه کسانی این کار را کردند و این که خود آن را جهانی خواندند بماند. اهمیت چندانی ندارد. همین که روزی را برای گرامیداشت یاد و نام نخستین فرمانروای باستانی که قائل به حقوقی برای مغلوبان بود، اختصاص یابد، خوب و ارزشمند است. به ویژه برای ما ایرانیانی که این فرمانروای امپراطوری پارس، برآمده از سرزمینمان بوده است. البته آنقدر از تاریخ و علوم اجتماعی می دانم که از کنار عناوینی چون "پدر ایران زمین" و از این قبیل بگذرم. "کورش" در هر صورت موقعیت نمادینی دارد که برای امروز ایران و ایرانی ارزشمند و سودمند است. من هم البته قائل به این موقعیت نمادین هستم و آن را ارج می نهم.
اما در عین حال، نکته ای هم هست که اتفاقاً به عنوان یک ملی گرا نمی توانم در قبال آن سکوت کنم. تمجید و تقدیس کورش بزرگ به طور خاص و ایران باستان به طور عام، اکنون سویه مبتذلی از رویکرد بخشهایی از ملی گرایان ایرانی شده است که آنها را پیشتر "ناسیونالیستهای افیونی" نامیده بودم. جریانی که از مفاخر ایران زمین -به ویژه کورش بزرگ- نه به مثابه یک سرمایه هویتی، بلکه به عنوان شناسنامه حیثیتی استفاده می کند. علاقه مندان این جریان اغلب در علایق تاریخی خود محدود می مانند و کمتر به حوزه های پیچیده تر و به روز تری چون سیاست نظری وارد می شوند. ورودشان به عرصه سیاست نیز البته اغلب محدود به سیاست روز است، آن هم در بسیاری از موارد با حداقل درک و شناخت کافی از اوضاع و شرایط. راهنمای عمل، اغلب دلبستگی های باستانی می شود و بر مبنای آن، جهان بینی شان شکل می گیرد. به همین جهت هم هیچگاه این بخش از ناسیونالیستهای ایرانی، نمی توانند حضور تاثیرگذاری را در عرصه سیاست داشته باشند.
اما زمانی موضوع خطرناک می شود، که این تعلقات باستانی، دستمایه کسانی قرار بگیرد که بخواهند، عملکرد ضد ملی خود را، میهن دوستانه و ملت گرایانه بنمایانند. در این هنگام باید هوشیار بود که برخی از احساسات خام و ناآگاهانه، پشتوانه ای برای "وطن فروشی" عده ای نشود.
"علی میرفطروس" نمونه ای گویا از این سواستفاده را انجام داده است. وی بنا بر خط سیاسی اش، مایل به وقوع حمله نظامی به ایران است. وی اما برخلاف بسیاری دیگر از هم مسلکانش، این شهامت را داشت که منویات قلبی خود را به صراحت بیان کند. اما در عین حال کوشید با تفکیک "حمله به رژیم" از "حمله به ملت ایران" مخاطبان و شاید هم خود را بفریبد. وی ضمن دعوت صریح از "اسرائیل" برای "حمله به ایران" از نوستالژی "کورش بزرگ" کمک می گیرد و می نویسد:
"سران ورهبران اسرائیل در"حمله به ایران" بایدبیادِ « کوروش بزرگ» ونجات قوم یهود ازاسارتِ «بُختُ النّصر»عمل کنندنه به صورت «صدام حسین»."
به این ترتیب است که "کورش بزرگ" می تواند دستمایه ضد ایرانی ترین مواضع قابل تصور هم بشود.
بنابراین بایسته است که ما قائل به "عقلانی سازی" موقعیت نمادین کورش بزرگ باشیم.
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۲ آبان ۲, پنجشنبه

زنجیره انسانی مردم خوزستان کارون شاهرگ ایران

نابودی محیط زیست کشور  خشک شدن دریاچه ارومیه هامون  سوختن جنگل های زاگرس غارت جنگل های شمال و فجایع زیست محیطی از یک سو حاصل عوامل جغرافیایی و و از سوی دیگر نشان از بی تدبیری حکومت جمهوری اسلامی دارد
***چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است***
تجمع مردم اهواز در ساحل غربی کارون در اعتراض به انتقال آب از(کوه های بختیاری) سرچشمه های این رود کهن و خروشان.
.همه منسجم و یکپارچه با شعارها و دست نوشته هایی در این خصوص که غم سنگینی را میشد در چهره آنها دید،چرا که هم اکنون EC آب کارون چیزی نزدیک 3000 (شوری آب) میباشد و از نظر کمیت نیز تمام کشاورزان خوزستان به مشکلات عدیده ای برخوردند و سایر مشکلات زیست محیطی...انتقال یک میلیارد مکعب آب از سرچشمه ها ضربه سنگینی حتی به تولید انرژی برق آبی کشور خواهد زد. 
https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjtwCFpaQwMc2Q4ehLPWngKf91B9Jt9ZY7VTQb7KtjIsUrl8zdSmrBL6IkSmr716a6fT_ch0FZUrHqSsAsblQXicp4zYa5D8-lAA73yo4j7eT1q8EarDX_ZdQaDmHvVKrYkSjSJTwWOUnQ/s576/1377203_1412400435656380_1413477031_n.jpg 
 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEgrB9-jJSkehDXBGpkIfpfgRegMX-_ywq7dh5TxgJjrm3t-xQZhSZ77rjEP4zhjizc-O-mJ9HfEZ-gRd5zld2XLtPpwbkPuO0pbZymdZFU4v6qJRCLvEHu16-2KLdcfUxyYx-BQrJhPHuo/s576/SS%2520Screen%2520Capture%2520%25231564.png
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۲ مهر ۱۲, جمعه

ترکان در ایران ساسانی؟

  • در زمان ساسانیان قسمتی از ترکان به فلات ایران آمدند و توطن گزیدند. در نوشته‌های خسرو اول انوشیروان که قریب 50 سال قبل به وسیله‌ی صفوی به فارسی ترجمه شده و در تهران انتشار یافت، سخن از مهاجرت اقوام ترک به آذربایجان و قفقاز به میان آمده و حتی به وفاداری آنان که قبلاً با اجازه‌ی پادشاه ایران در این سرزمین حکومت کرده بودند، اشاره شده است. (جواد هیأت، سیری در تاریخ و زبان و لهجه‌های ترکی، 1380، ص 4)
 داریوش احمدی:
نقل این گفتار بی‌اساس، آغاز رشته نوشتارهایی است که می‌خواهم در جهت برملا کردن چندین و چند باره‌ی جهالت و شرارت و فریبکاری وصف‌ناپذیر سرکردگان و مبلغان فرقه‌ی نژادپرست پان‌ترکیسم بنویسم، که با ترک‌تبار و زردپوست جلوه دادن و قلمداد کردن ایرانیان آذربایجانی می‌خواهند رؤیای لئو کاهن یهودی و آتاتورک را برای تشکیل امپراتوری یکپارچه‌ی ترک، از شرق اروپا تا آسیای مرکزی عملی کنند، رؤیایی که اینک به واسطه‌ی تهی‌دستی و درماندگی عقلی و علمی پردازندگان‌اش، به کابوسی مهیب و مخوف برای خود آنان تبدیل شده است. اما مطلب بی‌پایه و اساسی که جواد هیأت درباره‌ی حضور ترکان در ایران عصر ساسانی نقل کرده است، برداشتی است از بخشی از کتاب «تجارب الامم» ابن مسکویه، که آن را در سال 1310 علی‌اصغر رحیم‌زاده‌ی صفوی از عربی به فارسی ترجمه و منتشر نموده بود. در متن مذکور (یادداشت‌های خسرو اول انوشیروان، صص 19-16)، که شرح حال خسرو انوشیروان از زبان خود او نقل گردیده، گفته می‌شود که پنجاه و سه هزار تن از خزرهای ترک ساکن در شمال دربند (باب الابواب) قفقاز به جهت فقر و فلاکتی که دچارش بودند به پادشاه ایران پناه آورده و او نیز آنان را در اران و آذربایجان و مناطق مرزی دیگر اسکان داده بود. در وهله‌ی نخست آن چه مسلم است، این است که تعلق این متن و گفتار به شخص انوشیروان قابل اثبات نیست و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد شاهان ساسانی و از جمله همین پادشاه اقدام به زندگی‌نامه ‌نویسی کرده و متن آن نیز بی‌کم و کاست و با وجود نبود سنت عمومی کتابت در ایران، تا سده‌ی چهارم هجری دوام آورده و باقی مانده باشد. از سوی دیگر، مهم‌ترین منابع تاریخ ساسانیان، مانند تاریخ یعقوبی، به چنین رویدادی اشاره نکرده و بلاذری نیز در کتاب خود (فتوح البلدان، ویرایش دوگویه، 1866، صص 197-194) با وجود شرح عملیات انوشیروان در قفقاز و ایران شمالی، از چنین مهاجرت و اساکنی یاد نکرده است. طبری نیز در تاریخ خود (ویرایش دوگویه، 1881، ج2، ص 895) نه به اسکان ترکان، بل که به اسکان ده هزار تن از مردمان ابخز، بنجر، بلنجر و آلانی که به مرزهای ایران تاخته بودند، در آذربایجان و سرزمین‌های پیرامون آن اشاره دارد. اما حقیقتی که بیش از همه موهوم و خیالی بودن داستان مهاجرت و اسکان خزرهای ترک «یهودی‌مذهب» (مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ویرایش کلمان هوار، 1907، جزء چهارم، ص 66) را به شمال غرب ایران برملا می‌کند و بنای هر نظریه‌ای را بر مبنای آن نقش بر آب می‌سازد این است که تاکنون از این پنجاه و سه هزار خزر ترک یهودی مورد ادعا در هیچ نقطه از شمال غرب ایران نه کاسه و کوزه‌ای، نه استخوان و سنگ قبری، نه شمشیر و نیزه‌ای، نه خانه و آلونکی، و نه هر چیز دیگری که نشان و نمودی از فرهنگ و قومیت ترکان یهودی خزر را به همراه داشته باشد، یافته و شناخته نشده است. جالب است، در حالی که به گفته‌ی جهانگرد یهودی، ربی بنیامین تودلایی (سفرنامه، ترجمه ادولف اشر، 1840، ج1، ص 117)، هفت هزار یهودی ساکن شوش دارای چهارده کنیسه بودند، از این پنجاه و سه هزار ترک یهودی مورد ادعا، حتا نیم‌دیواری از ساختمان یک کنیسه نیز در شمال غرب ایران به دست نیامده است. بدین ترتیب، آشکار است که هیچ سند و مدرکی در اثبات حضور ترکان در شمال غرب ایران روزگار ساسانی وجود ندارد و سران و مبلغان نژادپرست پان‌ترکیسم برای خلق سابقه و هویت تاریخی برای ترکانی که هیچ ارتباطی با خطه‌ی آذربایجان ندارند، به مقتضای سرشت و منش و روش خود، چاره‌ای جز دروغ‌بافی و دروغ‌پراکنی و جعل و تحریف تاریخ ندارند.
برگرفته از: http://prana.persianblog.ir/post/309/
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed

۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه

در نفی اتهام نژادپرستی به ایرانیان

پاسخ به اتهام نژاد پرستي ايرانيان توسط آقاي بنكدار
کاربست نادرست عنوان "نژاد پرستی" برای ایرانیان، به بهانه های مختلف، از جمله آنچه نژاد پرستی بر علیه اعراب می نامند، از سوی عده ای مغرض یا پرت افتاده آغاز می شود و شمار زیادی از نا آگاهان هم آن را تکرار می کنند، سبب شد که این یادداشت مختصر را در اینجا ثبت کنم:
نژادپرستی آنچنانکه که گیدنز تعریف می کند، ادعای تبیین زیست شناختی گروههای انسانی است. این پدیده برآمده از فرضیه های زیست شناسی مدرن بود و در مقطع خاص تاریخی و جغرافیایی خود (از ابتدای قرن نوزدهم تا نیمه قرن بیستم در اروپای باختری) ظهور کرد و به حاشیه رفت. تعمیم نژادپرستی (راسیسم) به شرق بدون در نظر گرفتن زمینه های تاریخی و اجتماعی آن، خطایی معرفتی است. در هیچ یک از گفتمانهای فرهنگی ایرانی، دعاوی این چنینی درباره گروههای نژادی وجود ندارد. مضاف بر اینکه در ایران بنا بر معیارهای علوم انسان شناسی و جامعه شناسی،مسئله قومی موجود است و نه نژادی. بنابراین در فقدان مسئله نژادی، دلیلی برای پیدایش نژاد پرستی هم موجود نمی باشد. اما در ایران امروز با کلیشه هایی در مورد برخی گروههای قومی، نژادی و ملی مواجه هستیم که البته این مسئله منحصر به ایران هم نیست و تقریباً در همه جوامع موجود است. با نژادپرستی هم تفاوت فاحش دارد. نیست. این مورد به ویژه در مورد گروههای قومی ایرانی مصداق دارد. ظهور برخی از کلیشه های قومی، بیش از آنکه ناشی از تضاد و تعارض گروههای قومی باشد، در پی مراودات طولانی مدت گروههای قومی با یکدیگر شکل می گیرد. کلیشه های موجود میان دو گروه زبانی پارسی و ترکی در ایران، از این دسته است. اما برخی از کلیشه ها نیز ریشه در تضادهای تاریخی دارد، و برخی هم ناشی از تضادهای متاخرتر هستند. کلیشه های موجود درباره اعراب، گذشته از پیش زمینه تاریخی دو سویه ای که دارد، جنبه متاخرتری هم دارد و این جنبه ناشی از سرخوردگی های اعتقادی یک جامعه سابقاً مذهبی است. شاید نفرت از اعراب در میان ایرانیان خیلی جدیدتر ازنفرت اعرابی باشد که از ابتدا ایرانیان را عجم (گنگ) نامیدند.
اما در این رابطه جا دارد به چند نکته مهم هم اشاره کنم. ابتدا این که اعراب بنا بر معیارهای انسانشناسی، یک تیره هستند و نه نژاد و عرب ستیزی موجود در جامعه ایرانی هم بر این اساس نمی تواند نژاد پرستی در مفهوم دقیق واژه باشد. دوم اینکه کینه و عداوت ایرانیان و اعراب، نسبت به یکدیگر، دارای ریشه های تاریخی، مذهبی و ملی است نه قومی و نژادی. سوم اینکه، میان ایرانیان و اعراب، تضاد منافع و رقابت در برخی مسائل منطقه ای موجود است، که باز هم از جنس نفرت نژادی نیست ولی بدبختانه به دلیل برخی سرخوردگی های سیاسی در دو طرف، رقابت در برخی مواقع به نفرت مبدل می شود. چهارم اینکه ایرانیان دست بر قضا در قرن اخیر، همدلی های زیادی با اعراب نشان داده اند. چندی پیش یوسف عزیزی بنی طرف در مصاحبه با بی.بی.سی. پارسی گفته بود که پس از شکست اعراب در جنگ شش روزه 1967، مردم شهرهای ایران بر سردر خانه ها بیرق سیاه آویزان کرده بودند. در جریان انقلاب اسلامی هم مردم همدلی های بیشماری با اعراب و به ویژه فلسطینی ها نشان دادند. اما در مقابل عربها چه کردند؟ با جعل و تحریف نام خلیج پارس، و همراهی و تشویق بعثی ها در حمله ددمنشانه به ایران، ایرانیها را از خود رنجاندند. به این ترتیب شاید شاهد پیدایش یک نفرت واکنشی در میان ایرانیان باشیم. پنجم اینکه این نفرت از عربها، تا اندازه زیادی بازتابی از سرخوردگی از ایدئولوژی حاکم در ایران باشد که خاستگاه تاریخ و جغرافیایی آن را بسیاری از مردمان در سرزمین اعراب می دانند.
 
به اشتراک گذارید:

. Balatarin . Azadegi . Donbaleh . Risheha . Sabzlink . Cloob . Khabarnet . Digg . Delicious . Friendfeed . Addthis to other . Cloob . Oyax . Stumbleupon . Twitter . Facebook . Email To: . Reddit . Subscribe to Feed